عطا ملك جوينى

192

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و در دامغان سه سال مقام ساختم و از آنجا جماعتى داعيان را باندجرود 62 « 1 » و ديگر ولايات الموت فرستادم تا مردم را در دعوت مىآوردند ، و تا « 2 » جرجان « 3 » و طرز 63 « 4 » و سرحد « 5 » و چناشك 64 « 6 » رفتم « 7 » و از آنجا بازگشتم ،

--> ( 1 ) كذا فى جامع التّواريخ ص b 68 و همان كتاب نسخهء براون ص 77 ، آ : باندحرود ، ح : تاندحرود ؟ ؟ ؟ ، ز : باندحرو ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ، - اندجرود ( اندج‌رود ) كه به همين اسم هنوز باقى است بتقسيم امروزى نام يكى از نواحى اربعهء الموت است كه عبارت باشد از : فيشان ناحيه ، اندج‌رود ، آتان ناحيه ، بالا رودبار ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 2 ) كذا فى د و جامع b 68 ، آ : با ؟ ؟ ؟ ، ز ج : با ، ( 3 ) آ : جرحان ، ( 4 ) كذا فى د ( بطاء وراء مهملتين وزاء معجمه ) ، آ ز : طرر ( با دو راء مهمله ) ، ح ندارد ، جامع b 68 : طور ( با واو وراء مهمله ) ، - اين كلمه را در هيچيك از كتب مسالك و ممالك نيافتم ، در ابن الأثير در حوادث سنهء 520 ( ج 10 : 269 ) قريهء به همين اسم ( يعنى طرز ) نام‌برده و گويد از اعمال بيهق و از قراى مخصوصهء باطنيّه است ، و باحتمال بسيار قوى مراد در متن همين قريه بايد باشد ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 5 ) كذا فى د ح ، آ ز و جامع b 68 : سوحد ، - از سياق عبارت برميآيد كه گويا موضعى بوده است در حدود جرجان يا قريب به آن نواحى ولى تعيين موضع آن على التّحقيق براى من ميسّر نشد ، در كتب مسالك و ممالك قديم و جغرافى جديد دو سه موضع باسم « سرحد » معروف است ولى هيچكدام از آنها مناسبتى با مقام ندارند و از حدود ما نحن فيه بسيار دور ميباشند ، - د واو عاطفهء بعد از « سرحد » را ندارد ، ( 6 ) تصحيح قياسى مظنون ، جامع نسخهء براون 77 دو مرتبه : حناسك ، جناسك ، و نسخهء پاريس b 68 دو مرتبه : حياسك ، خاسك ، آ ز : حاسك ، ط : حاشك ، د : حاشكه ، ح « و چناشك » را ندارد ، - چناشك ناحيه‌ايست در منتهاى شرقى ايالت استرآباد تقريبا در بيست فرسخى مشرق شهر استرآباد و ده فرسخى مغرب جاجرم و فعلا عبارت است از پنج شش پارچه ده ، و سابقا نام قلعهء حصينى نيز بوده در همان حدود ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 7 ) آخر جملهء ساقطه از ج ، رجوع بحاشيهء 8 از ص سابق ،